أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
188
قانون ( فارسى )
امكان دارد از حالت غير طبيعى كه بر عضله آيد ، كزاز واقع شود ؛ كه ماهيچه ناتوان گردد يا به درد آيد و از حركت بازماند . مانند حالت كسى در طناب كشيدن يا برداشتن چيزى بسيار سنگين ، يا به دوش كشيدن بار گران ، يا كسى كه بر زمين خوابيده و ماهيچههايش آزار ديدهاند يا بر زمين افتاده ، يا ضربت خورده و ماهيچه كوبيده شده ، يا به سبب بريدگى يا سوختگى ماهيچه به درد آمده و منقبض نمىشود . شايد همراه اين سببها مادهء ناسازگار به ماهيچه وارد شده يا باد غليظ در آن به هم آمده ، يا باد غليظ به ماهيچه وارد شده و ماهيچه را كشيدگى داده است . همچنانكه تشنج كه در اندامان رخسار روى مىدهد ، كشيدگى هم اگر به پلك چشم يا زبان يا تنها به لب اصابت كند همين حالت را دارد . نوعى از كزاز هست كه از يبوست است و بسيار بد و ناپسند ، كه قبلا تب لازم ( دست برندار ) آيد و دلهره و گريه و پرتوپلا گفتن و زردى رنگ و خشكى دهان و لب و سياهى زبان و قبوضيت شكم و جرب خشك بر پوست و كشيدگى پوست را در پى دارد . هر نوع از كزاز كه از ضربت خوردن باشد و سكسكه ، درد و پيچش شكم ( دلپيچه ) و درهم شدن عقل و هوش همراه داشته باشد ، كشنده است ؛ زيرا ماهيچه را خشك گرداند ، رطوبت ماهيچهها به جوش مىآيد و كشيدگى مىيابند . و اين كشيدگى از اثر خشكىدهندهء زياد كه براى نگهدارى هيأت اندام لازم است پايدار مىماند . كودكان زياد به كزاز مبتلا مىشوند و تا كمعمرتر باشند علاج آنها آسانتر است . چنانكه در تشنج شرح داديم ، بسيار اتفاق افتد كه قبل از كزاز پرش ( اختلاج ) در بدن و گرانى بدن ، زحمت در حرف زدن و سخت شدن ماهيچهها ، احساس سفتى طرف پشت گردن تا دنبالچه ، زحمت در قورت دادن ، خارشى كه هرچه مىخارند تسكين نمىيابد ، روى مىدهد . و اگر چيزهائى مانند : ريم و چرك در بول يا لرزش ( قشعريره ) ، تم پيش چشم ، عرق در سر و گردن باشد ، نشان اين است كه كشيدگى در هر دو طرف بدن است . زيرا مادهء اين حالت از بيمارى اكثرا از پايين به كلى پاك نمىشود و بقايايى از آن به سوى مغز بالا مىرود و مغز را آزار دهد و بر جسم تأثير مىگذارد . هرگاه كزاز عمومى بر جسم چيره باشد ، دهان بسته و رخسار سرخ و آزار زياد گردد . بيمار از آنچه مىخورد لذت نمىبرد ، پريدن پلك چشم زياد مىشود . چشم اشك مىريزد . و ما خودزنى را ديديم كه كزاز فراگير و عمومى داشت ؛ دهانش برهم آمده ، رنگش زرد شده ، دندانها را به هم مىساييد ، و بعد از مدتى زياد رنگ رخسارش سبز شد و ياراى دهان باز كردن نداشت . مدتى زياد بر پشت خوابيده بود و نمىتوانست برگردد و بر پهلو بخوابد ، و سپس كه ما هربار و هر دم او را معالجه مىكرديم ، كزاز از بين رفت ، پهلو به پهلو شد و تا فرداى آن روز خوابيد . فرق ميان تشنج و تمدد اين است كه تشنج همراه حركت از ماهيچه شروع مىشود ، ولى كشيدگى ( تمدد ) به آرامى بدون حركت از ماهيچه شروع مىكند . گاهى خفگيها ( خوانيق ) و ذات الجنب و سرسام سر به تمدد مىكشند چنانكه راجع به تشنج